پر از معنا
الهی و ربی من لی غیرک
تا به حال پر معنا تر از این نیایش شنیدید؟
ای کاش به مرحله ای برسم که چیزی جز خدا و عشق به خدا در دل نداشته باشم. تنها توکلم به او باشد و چیزی را شریکش قرار ندهم.
آمییییییییییییییییین 

شرط عشق
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی که علاقه زیادی به او داشت به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان هر روز عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند و از ماجرا پرسیدند.
مرد پاسخ داد: "من چیزی جز شرط عشق به جا نیاوردم"
دانستن یا ندانستن مساله این است
همه احتمالا این شعر رو قبلا شنیدید:
آنکس که بداند و بداند که بداند... اسب شَرف از گُنبد گردون بِجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند... بیدار کنیدش که بَسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند... لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند... در جهلِ مُرکب اَبَدالدّهر بماند

در مورد خودم فقط مصرع اول بیت سوم درسته....یعنی مطمئن نیستم به سر منزل مقصود برسم.اما خدا رو شکر میکنم که فهمیدم هیچ چیز نمی دونم.
در اطرافیانم آدم هایی هستند که فکر می کنند خیلی می فهمند. خدا ان شاء الله از این غرور نجاتشون بده. این آدما هم تو دنیا ضرر می کنند و هم در آخرت.
ترفیع
گاهی اوقات اتفاقاتی تو زندگی ما می افتد که سخت و ناگوار هستند اما آدم رو به فکر فرو می برند. تو این تفکرات گاهی به چیزایی می رسیم که اگر 100 سال هم در شرایط عادی تفکر می کردیم بهش نمی رسیدیم.
منم مدتیست که به مکاشفاتی رسیدم
(اگر حاجت دارید شماره حساب میدم پول بریزید براتون دعا کنم 

) تا بحال به 3 نکته در باب خداشناسی رسیدم. اگر به درجات بالاتری رسیدم بعدا دوباره میگم!
1- قبلا فکر می کردم ستارالعیوب بودن خداوند فقط به نفع شخص خاطیست.اما الان متوجه شدم وقتی خدا عیوب یک نفر را می پوشاند نه فقط به آن شخص بلکه به همه اطرافیان او کمک و مرحمت کرده است. اگر مثلا شما بدانید یکی از والدینتان در گذشته کار بسیار بدی را مرتکب شده است همیشه با خود می گویید چرا من باید از چنین والدینی متولد شده باشم. و یا در محیط کار وقتی از بدی های دیگران آگاه باشید نمی توانید به راحتی با آنان ارتباط برقرار کنید. و همه می دانیم که خالی از عیب نیستیم.
2- همیشه شنیده ایم که اکثر انسانها فکر می کنند خدا پرستند اما در قلبشان چیزهای دیگری را بیش از خدا دوست دارند از قبیل مال و فرزند و مقام و.... برای رسیدن به یقین در این مورد مثالی میزنم: مثلا شما و همسرتان عاشق یکدیگر هستید و دوست دارید تمام ذهن و دغدغه همسرتان شما باشید. حال اگر شما یک روز تعطیل ببینید که همسرتان به جای اینکه وقتش را با شما بگذراند تمام روز را جلوی تلویزیون می گذراند و یا با دوستانش قرار برنامه مجردی گذاشته چه قدر دلخور خواهید شد؟ ویا خدایی نکرده روزی متوجه شوید همسر شما رابطه دیگری با شخصی دارد.آیا غم بر دل شما نخواهد نشست؟ دلیل آن چیست؟ اینکه شما از او انتظار داشته اید که شما یگانه عشق او باشید اما او عشق دیگری در کنار شما جای داده است. این همان "شرک" است.
3- گاهی برای نزدیک شدن به خدا متوسل به اشخاص و ابزاری میشویم که فقط باید وسیله ای برای رسیدن ما به خدا باشند اما ما فقط تلاش میکنیم به آن ابزار دست پیدا کنیم و یا همانند آن شخص شویم و به کل فراموش میکنیم هدف متعالی تری وجود دارد و آن رسیدن به خود خداست. حال آنکه آن شخص خود انسانی جایزالخطا و در معرض گناه است و آن ابزار فانیست. مثلا شخصی را در نظر بگیرید که برای ازدواج به دنبال فردی می گردد که از خودش با ایمان تر باشد تا او را به خدا نزدیک تر کند. اگر بعد از ازدواج متوجه شود همسرش خود به گناهی دچار است که هرگز او فکر نمیکرده شخص با ایمان دست به چنین گناهی بزند.حال جایگاهی که او برای همسرش در ذهن خود ساخته بود و آن را برای خود الگو قرار داده بود به یکباره درهم میشکند و او از پلکان رسیدن به جایگاه مفروض فرو می افتد.
دلم میخواست بیشتر راجع به هر کدام توضیح بدم.اما از آنجا که همیشه با پست طولانی مخالفم به همین اندازه اکتفا کردم.
لطفا با نظرات خود در مورد افکارم مرا راهنمایی کنید.
یک سخن
آزاده نامداری چرت و پرت زیاد میگه تو برنامه هاش! اما اول برنامه جمع ما یه جمله میگه که من خیلی باهاش حال میکنم:
"خدایا از من بگیر آنچه را که تو را از من میگیرد"

